محمد بن سلامة القضاعي ( شارح : مجهول )
71
شهاب الأخبار ( شرح فارسى ) ( كلمات قصار پيامبر خاتم ص ) ( فارسى )
خسف پيدا كند يعنى مردم را به زمين فرو برد چنان كه مردم با يك ديگر گويند كه : دوش فلان به زمين فرو شد ، و فلان شهر به زمين فرو شد ، و فايده در اين اخبار آنست كه عاقل چون بشنود و زمانه چنين بود خود را نگاه دارد و از گناه بپرهيزد . 170 - الودّ يتوارث ، و البغض يتوارث . ( 1 ) دوستى بميراث رسد و دشمنى بميراث ، چون پدران با يك ديگر دوستى كنند فرزندان هم بر آن روند چندان كه آيند و پدران را در آن ثواب بود ، و چون پدران را با يك ديگر دشمنى باشد فرزندان نيز هم بر آن روند چندان كه آيند و پدران را در آن عقاب بود ، و گفتهاند كه : دوستى پدران خويشاوندى فرزندان بود . 171 - حبّك الشّيء يعمى و يصمّ . ( 2 ) يعنى دوست داشتن چيزى ترا كور و كر گرداند ؛ يعنى هر كه چيزى از كسى بستاند ويرا دوست دارد ، و سخن بدل وى گويد و كار بمراد وى كند ؛ اگر چه باطل بود ، و هيچ گونه كار آخرت نسازد و حقّ نبيند و نشنود و اگر به او بگويند ناشنوده كند . 172 - الهديّة تذهب بالسّمع و البصر . ( 3 ) هديه اشنوائى « 1 » و بينائى ببرد چنان كه گفته آمد ، و گفتهاند كه : چون رشوت بدر سرائى در شود بركت بسوراخ « 2 » بدر شود . ببرد هديه گفت پيغمبر * از خداوند خويش سمع و بصر 172 - الخير معقود بنواصى الخيل الى يوم القيامة . ( 4 ) خير وابسته است به پيشانى اسب تا روز قيامت ؛ يعنى اسبانى كه بدان جهاد كنند و مال و غنيمت آورند . 173 - يمن الخيل في شقرها . ( 5 ) خجستگى اسب در اشقر بود ؛ و « أشقر » اسب سرخ موى بود .
--> ( 1 ) يعنى شنوائى كه قوهء سامعه باشد . ( 2 ) در نسخهء ديگر : « از سوراخ » .